شب بود ، شبِ بعدش ، بعد از اون بحث پیام نداده بودیـم . زیاد نگذشته بود . 1 روز ؟ برای ِ من طولانی بود . میخواستم بخواب ـَم ، نمیتونستم . داشتم تو تخت ـَم جون میدادم . داشتم میمُردم . نمیتونستم تحمل کنم . 2 و خُرده ای شُده بود . صِداش زدم .. گفت جانـم .. گفتم هیچی . گفت چطوری ؟ گفتم خوبی ؟ گفت نَ ، ب
برچسب:
نویسنده: نیکی موسوی
تاريخ: چهارشنبه
14 تير
1396 ساعت: 3:38